دیروز زنی را دیدم که مرده بود و مثل ما نفس میکشید راستی یک زن چطور میمیرد؟ مرگش چگونه است؟ یا لبخند به لب ندارد یا آرایش نمیکند یا دست کسی را نمیفشارد یا منتظر آغوشی نیست یا حرف عشق که میشود پوزخند میزند آری زنها اینگونه میمیرند
آدمها قند را می شکنند تا از حلاوتش بهره گیرند رکورد را می شکنند تا به افتخارش برسند هیزم را می شکنند تا به گرمای آتش برسند غرور را می شکنند تا به افتادگی برسند سکوت را می شکنند به آوازی برسند برای همه شکستن هایشان دلایل خوبی دارند آدمها ولی هنوز نفهمیدم؛ چرا آدمها “دل” میشکنند؟